كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
694
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ذكر وصول ميرزا ابو القاسم بابر به دار السلطنهء هرات نوبت ثانى و جلوس بر سرير سلطنت و جهانبانى ميرزا ابو القاسم بابر چون خاطر از جانب ميرزا سلطان محمد جمع ساخت و ساحت سينه از شغل انتقام او باز پرداخت عزيمت دار السلطنهء هرات نمود و بر سرير سلطنت آن مملكت استقرار فرمود و به سعى بليغ و اهتمام تمام روى همت به اتساق امور و انتظام مصالح جمهور آورد و انواع خلل و زلل كه به واسطهء انقلاب ايام و اضطراب خاص و عام در آن بلاد ظاهر شده بود به حسن عدالت تدارك فرمود و خاطر خطير به استنتاج قلعهء اختيار الدين معروف داشت و ضمير جهانگير بر استخلاص آن حصار متين گماشت و ميرزا علاء الدوله آن قلعه را به مولانا احمد يساول سپرده بود و مولوى در استحكام آن سعى بليغ نمود و قريب چهل شبانروز از بام تا شام و از رواح تا صباح شرار آتش پيكار برافروخت و به شعلهء پيكان جانستان خرمن حيات پردلان مىسوخت و چون به جنگ و جدل و سعى و حيل كارى از پيش نمىرفت و مردم شهر و سپاهى خراب مىشدند ، ميرزا ابو القاسم بابر از آنجا كه طينت اصلى و فطرت جبلى او بود ميل شفقت و مرحمت فرمود و مولانا احمد عرضه داشت كه وقتى قلعه تسليم مىنمايم كه جناب شيخ الاسلام ، قدوة اولياء العظام ، شيخ بهاء الدين عمر به اتفاق جناب نقابت مآب مرتضاى اعظم مجتباى مكرّم امير ناصر الدين سيد قريش « 133 » ميرزا بابر را به تأكيد سوگند داده ايمان را به عهد و پيمان مؤكّد سازند كه با اهل قلعه به هيچوجه مكر و حيله ننمايد تا ايشان اعتماد كرده بيرون آيند و آن دو بزرگ حاضر شده ميرزا ابو القاسم بابر را به تأكيد سوگند دادند و
--> ( 133 ) . دولتشاه بر ص 349 گفته است : « جناب عرفان مآب ، سلطان السادات و الأتقيا ، امير سيد ناصر الحلة والدين قريشى الحسينى نور اللّه مرقده كه ابا عن جد از اكابر سادات خراسان بوده برگزيدهء نظر كيميا اثر شاه قاسم الأنوار است و در باب رونق مزار با انوار سيد قاسم سعى جميل به ظهور رسانيد » .